قانون گذار قانون شکن

ساخت و تطبیق قانون بدون شک یکی از بزرگترین نمادهای رشد شعور و عقلانیت انسان از بدو پیدایی تا تکامل است. در هیچ جای دنیا عدم تطبیق قانون و خلاف ورزی در مقابل قانون به اندازه افغانستان وجود نداشته است. بر بنیاد گفته های شمار از صاحبنظران یکی از دلایل عمده دولت افغانستان در مبارزه با تروریزم و مواد مخدر نبود قانون فراگیر و همه جانبه و عدم تطبیق قانون توسط مجریان قانون یا قوای اجراییه بوده است. اما چیزی که افغانستان را بیشتر از هر کشور دیگر رنگ تفاوت میبخشد اینست که در این جا تنها مردم نیستند که به دلایل مختلف قانون را نادیده می گیرند و یا تنها قوای اجراییه نیست که در تطبیق قانون تعلل میکند و یا بنا بر مللاحظاتی از تطبیق قانون طفره میرود، بل این شماری از قانون گذاران ما استند که بیشتر از هر کس دیگر به قانون شکنی دلبسته گی داشته باشند و بیشتر از هر ارگان دیگر با سو استفاده از موقف قانون گذاری به خود شهرت کاذب و امتیاز دست و پا می کنند و قانون را میشکنند.

ورزش در افغانستان واژه به حاشیه رانده شده یی است و اگر همین چند مدال از اینسو و آنسو نداشته باشیم، شاید درب کمیته ملی المپیک را نیز همانند درب کتابخانه عامه ببندند و چند روز پس آن را نیز به یکی دیگر از شرکتهای بازرگانی واگذار کنند. در این میان عدم توجه آنچنانی و کارشناسانه شورای ملی در عرصه ورزش یا بی تفاوتی بوده، یا کم ارزش دادن و هر از چندگاهی هم معامله گری های ناشیانه. حضور یکی دو نیمچه ورزشکار یا بهتر است گفت نمیچه ورزش خوش که شاید زمانی یک رقابت فوتبال یا بسکتبال را تا پایان دیده اند، دلخوشی ورزشکاران ما شده بود. ورزشکاران ما با ساده دلی فکر می کردند که حد اقل با حضور و فعالیت این نیمچه ورزش خوشان شاید ورزش هم راهی به بالا بیابد و از حاشیه بدر آید و به متن بیاید، اما با دریغ و درد که چنین نشد و همین یکی دو نیمچه ورزش خوش به جای اینکه برای رشد و بالنده گی ورزش و شفافیت در عرصه ورزش آستین بالا بزنند، در عوض با کسب امتیاز یک سفر خارجی یا قیچی کردن نوار یک مکان ورزشی همه نارساییهای ورزش را، همه حق تلفی های عرصه ورزش را، عدم مدیریت و ناتوانی رهبری ورزش را و دهها مشکل دیگر ورزش را که تا دیروز از رسانه های دیداری و شنیداری فریاد می کردند و برایش گلو پاره می کردند و یقه میدریدند، به یکباره گی فراموش کرده و به تبلیغ بیکاره گی های سردمداران ورزش آغاز کرده و به این هم بسنده نکرده اندیشه های متعهد به ورزش را میخواهند با شیوه های مختلف زیر فشار قرار بدهند. این قانون گذاران به عوض اینکه برای ایجاد ساختارهای ورزش، شایسته سالاری و سپردن کار به اهل کار و تطبیق قانون کار کنند، میخواهند غیر مسوولانه نهال قانون را از ریشه بخشکانند، بگذریم از اینکه نمیدانند که حق و حق گویی را نمی شود با تطمیع و فشار از بین برد. ایکاش که این بار چند متعهد ورزش بتوانند با همکاری گسترده ورزشکاران به عنوان نماینده گان ورزش افغانستان در شورای ملی برگزیده شوند و کاری برای بهبود ورزش بکنند.