غرجی

فرهنگ معافیت بر پیکر نحیف ورزش

در این روزها وضعیت در ورزش افغانستان به ظاهر آرام و معمولی به نظر می رسد. ورزشکاران به سفرهای خارجی می روند، سالن های ورزشی یکی پس از دیگری افتتاح می شوند، انتخابات ریاست فدراسیون ها پشت سر یکدیگر برگزار می گردد و هزاران فعالیت دیگر که در این آرامش ظاهری خانه ورزش در حال انجام است. و مهمتر از تمامی اینها همانطور که در جریان هستید چندی پیش انتخابات ریاست کمیته ملی المپیک افغانستان نیز برگزار شد و رییس کنونی از حالت انتصاب به رنگ انتخاب در آمد. اما زمانی که اندکی عمیق تر به کارهای در حال انجام نگاهی بیندازیم، پی میبریم که در پشت این همه رنگ بازی حکایت های شومی نیز خوابیده است. حکایتی هایی که سر در گریبان شماری از مقامات بلند پایه دولتی نیز دارد. زمانی که می خواهی سر نخ را بیابی پی میبری که زیر کاسه نیم کاسه یی است و وضعیت ورزش کشورمان آنچنان که فکر می کردیم هم خوب نیست. ورزشکاران ما به سفر می روند اما چه دستاوردهای بحث برانگیزی برای ما به ارمغان می آورند، مکانهای ورزشی افتتاح میشوند اما با کدام پول و چگونه و با چه کیفیت، انتخابات ریاست فدراسیون ها برگزار می شود اما کی ها و با چه شفافیتی به کرسی ریاستها تکیه میزنند و در پایان انتخابات ریاست کمیته ملی المپیک برگزار شد اما با چه اصول و قانونمندی. در شرایط حساسی که کشور ما در آن قرار دارد و عقب مانده گی پس از سه دهه جنگ های داخلی؛ کار موثرتر، با فکر و برنامه ریزی دقیق تر و همچنین بدون حیله و فریب و نیرنگ را تقاضا دارد، نه آنکه در پشت هر کار به ظاهر مفید دسیسه یی و سو استفاده یی خوابیده باشد.

یکی از صاحبنظران اروپایی عرصه ورزش باری گفته بود که اگر آمد و شد غیر قابل کنترول پول و دخالت کارگزاران سیاست و سیاست بازان در ورزش نهادینه شود، دیگر باید از ورزش دست شست. با تاسف آمد و شد غیر قابل کنترول پول و دخالت کارگزاران سیاست و سیاست بازان در ورزش ما رخنه کرده است. به گونه مثال همین چند ماه پیش در زمان کمپاین های انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان، دیدیم که رییس به اصطلاح انتخابی المپیک با قوم و خویش و دوستان که بیشتر شان با آمدن او در المپیک وظیفه دار شده اند و آهسته آهسته در فدراسیونها راه پیدا می کنند برای یک کاندید مشخص که حتا نتوانست با تبلیغات المپیکیان نیز به پیروزی برسد، چه تبلیغاتی را به راه انداختند و به گونه غیر قانونی از همه امکانات مادی و معنوی دولتی برای این کمپاین سود جستند. آیا وظیفه رهبری ورزش افغانستان کارهای نمایشی و راه اندازی کمپاین انتخاباتی است یا مدیریت سالم عرصه ورزش. فرهنگ معافیت بیشتر از هر چیز دیگر بر پیکر نحیف و زخمی ورزش سایه انداخته است. یکی شانزده سال تمام ریاست المپیک را قباله می گیرد، دیگری المپیک و فدراسیون را ارث اجدادی خود میداند، یکی نصب گلهای پلاستیکی را دستاورد بزرگ ورزش میداند و دیگری عصریه و جیب خرج و سفر خرج ورزش کاران را به جیب میزند و از آن به عنوان حق مسلم خود یاد می کند، یکی ورزشکاری را به قتل میرساند و دیگری از قاتل دلجویی می کند، یکی با هیچ شایسته گی در راس قرار میگیرد و دیگری با هزار ترفند هزاران دالر به جیب میزند و این سریال همچنان ادامه دارد.